تابــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ـــش

دربــــاه ی تاب و انــــــــواع آن

ایرانگردی باد

به پیشنهاد دوستی ، باد صبا * رو دیدم .

خوش اومدنیه !

عمارت بادهای دیو ، با شکوه اند .

 تا حالا از نزدیک ندیده ام . اسمشم از این فیلم شنیده ام . 

*****

* این شرح در یوتیوب درباره ی باد صبا نوشته شده : 
فیلم "باد صبا " تقدیم به عاشقان ایران
این فیلم اثر یک فیلمساز فرانسوی به نام آلبرت لاموریس است که در سال
۱۹۷۰تکمیل شد. وی در یک سانحه هلی کوپتر در سد کرج کشته شد. فیلم که نامش
باد صبا است هیچ وقت در ایران به اکران نرفت. وزارت فرهنگ و هنر آن
زمان در ساختن این فیلم لاموریس را پشتیبانی کرد. ۸۵ درصد صحنه‌ها از
بالا توسط هلی کوپتر گرفته شده که به آن جاذبه به خصوصی میدهد. رقص زنان
شالی کار شمالی در انتهای فیلم بسیار طبیعی‌ و زیبا هست. فیلم بسیار
نوستالژیک است.

****

 

دل وبلاگ خواست یهویی 

 

+   مُنیـــــــر ; ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٦/۱۱

نه چک زدیم نه چونه ...

 خواستگاری !

بله برون !

نامزدی !

عقد کنون !

عروسی !

پاتختی !

اضافه کنید رفتارهای پسانوگرای دیگری مثل :

قرق حمام قدیمی محله برای بردن داماد و کف شامپو بازی و ...

چادر دوزون 

بند اندازون 

و ...

بسیج همه ی قوای انسانی برای تدارکات یک طلاق گریه دار است انگار !

( وقتی هنوز چند سالی با هم زیر یک سقف جا نکرده اند ... )

همه می دانند اما ...؟!

همانا که مردم نادانند !

***

* ... نه چک زدیم نه چونه ! 

+   مُنیـــــــر ; ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٢/٢٠

چگونه است اثر؟

دیگر اینقدر بزرگ شده ام که لازم نیست خودم را دوره کنم تا ببینم که هستم و چه هستم و از کجا آمده ام و به کجا می روم .

اینقدر خرد ورزیده ام که این پرسش : که در این آمد و شد چه بدست آورده ام و چه بدست داده ام ، مسئله ام نباشد .

دیگر اینقدر توانا شده ام که بدانم چه میخواهم و خواسته هایم چقدر می ارزد و موانع رسیدن به آنها سیری چند .

از " اثر" حرف میزنم . آنگاه که رد پای هر اثر روی سلولهایٍ استخوانیٍ تصمیم _ حک می شود ، دیگر آدم ، پیدا شده است . 

"اثر " ، با تفاوت در شکل و کیفیت می ماند . ( اگر که آدم بفهمد دقیقن اثر کدام است ، می ماند ! )

وقتی " اثر" ماند دیگر تو دنبالش نمیگردی . مگر تو دنبال هوایی که به ریه ها فرو می دهی میگردی ؟! نمی گردی ! اثر هم همین است .

همان " اثری" که روزی که هنوز اثر نبود و مثل دندان درد با هر نفسی جانت را می گرفت ،

( من یک دندان درد خیلی خیلی بد در دوره بارداری نخستم داشتم و میدانم دارم از چه حرف میزنم )  همان اثر یکوقت چنان عزیز میشود ، که نفس !

( من دوبار مادر شدم و نوزادانم نفسم بودند . به ضرورت طبیعت خودم را به موقع از آنها کندم و الان هر سه مان برای خودمان نفس می کشیم ) 

" اثر " اینگونه است : " هست ! " 

+   مُنیـــــــر ; ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٢/٢٠

اگر شاعر بودم ...*

بهار برای دیوانه کردن است

آنها که پاییز را دریافته اند

در بهار دیوانه می شوند 

*... اگر شاعر بودم در اینباره می سرودم .

***

پ. ن : و برو خدای را ثنا گوی که تو را از وطنی با بهار کشدار 

به سرزمینٍ سبزٍ سردخندها کوچاند .

+   مُنیـــــــر ; ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٢/۱٦

شعرٍ نقاشی

اگر نقاش بودم ،

یک دلبر و دلداده می کشیدم در یک سوی راه شیری 

_ که در گوشه ای از کهکشان کناره گرفته اند _

 و "زمین " را  در سوی دیگر آن .

زمین و حسرت ماه آلوده اش که برای این دو نیست !  

 

  بهار دارد می رسد / 2016

منیر 

+   مُنیـــــــر ; ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱٢/٢٦

رقص هوا

فروردین با شعر شهریور که آبان آن را در گوش اسفند می خواند ، می رقصد ...

+   مُنیـــــــر ; ۱:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱٢/٢٤

شعر هست

شعر ، یا شعر است

یا نوشته می شود 

 

***

توضیح می دهم :

شعر ،

درست وقتی که واقعن شعر است ،

نوشته نمی شود . 

***  

 

 

+   مُنیـــــــر ; ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱٢/٢٤

شعر نیست

او که بهار نیست تا حالا که زمستان تمام شده، بیاید ؛

او نفس است و حالا که هوا تازه شده، نیست !

 

+   مُنیـــــــر ; ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱٢/٢٤

← صفحه بعد
design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir