پرنده های ما کجان ؟

توی حیاط روی صندلی های ارزان قیمت راحتی نشسته ایم و تابش تیز خورشید را انگار که شکار کرده باشیم ، تند تند آفتاب میگیریم و یواش یواش چای می نوشیم ...

چکاوک و مکاوک و بلبل و سنبل، که بین دو باران فرصتی آفتابی پیدا کرده اند، رسا و جان فزا چهچه میزنند ...

از شوهر میپرسم ما که بچه شمالیم چرا صدای پرنده های شهر ما یادم نمیاد پس ..

شوهر می پرسد نمیدانی چرا ...

می گویم نه ... 

می گوید  تفریح کودکی ما شکار پرنده بود .

***

تفریح این مردمان گذاشتن دانه برای پرندگان در حیاط و بالکن  است .

پرنده ها از اهالی شهر نمی ترسند . دوستان بازنشسته ام پرندگان آزادی دارند که مال خودشان است.

آنها را میشناسند و اهل و عیالشان را در چهار فصل آب و دان میدهند ...

پرنده های ما کجا رفتند ؟ 

 

/ 6 نظر / 24 بازدید
مجيد

پرندگان از آدمیان ناسپاس فراری هستند.

بهارک

چقدر خوشگل. مثل اعضای یه خانواده. خیلی عزیز بود نوشته ات. یه خورده هم این آلمان بیشتر بهت بسازه دیگه عزم وطن نمیکنی به حق پنش تن...

ميله بدون پرچم

اوهوم نكته خوبي است [خنثی]

سیاوش رضازاده

خانم منیر نسیم با سلام و احترام ، این ُپست شما مرا به یاد قطعه ای از زنده یاد فروغ فرخزاد انداخت :« پرواز را به خاطر بسپار ، پرنده ُمردنی ست ...» امّا ، در فحوای مطلب شما پاسخ مستتر است . عشق به انسان ، طبیعت و حیوان ؛ فرایند چرخه ی تمدن است . خوش به حال آن کسانی که به محیط زیست ، طبیعت اطراف خود ، حیوانات و به ویژه انسان ، آسیبی نمی رسانند . همین و بس .