راه رفتنٍ زمان با کفشهای پاشنه بلند ...

سکوت آشپزخانه رو ، میذارم تیک تاک یه ساعت دیواری بشکنه .

 دیگه چرا هیشکی از تیک تاک ساعت خوشش نمیاد ؟!

سکوت زودرس شبهای پاییز ،

عینک ... کتاب/ لب تاپ ... چای / قهوه ... و دوست. 

...

- :  من حالم بده که تحمل این صدا رو ندارم یا تو که این ساعت رو پرت نمیکنی توی حیاط؟

من : گاهی حواسم از صداش پرت میشه ، تیک تاکها هدر میره .

- : پس لابد من حالم خوش نیست

من : تیک تاک تیک تاک تیک تاک ... تازه یکی هم تو اتاق خوابم گذاشتم. 

- : نه دیگه... معلومه تو دیوانه تری  ...

....

چقدر سلیقه آدمهای هم سلیقه، با هم متفاوته ! 

******

فیروزه ای با یک بلیط یک سره رفته تهران . 

 

/ 4 نظر / 18 بازدید
بهارک

سلام منیرم. چقدر خوب تر شدی. چقدر متفاوت شدی... چقدر به خودت شبیه شدی. چقدر نازنین تر شدی. دوستت دارم بیشتر از قبل... راستی از که خبری داری؟ کجاهاست؟ [گل]

زانیار

میخونم ولی کامنت مرتبط نمیتونم بذارم یعنی بلد نیستم فقط یه خطی مینویسم که بدونین هنوز میخونمتون . خوش باشین

بهارک

اون موقعا که تازه رفته بودین آلمان خیلی روی مود نبودی و اعصاب معصاب نداشتی. الانت خیلی آروم و باحال شدی. امین شدی. آدم کیف میکنه از نوشته هات. عمیق تر شدن و به آدم آرامش میدن. یاد میدن که به مناظر با دقت و آرامش و روحیه خوب نگاه کنه. همه اشون یه حس آرامش خوبی توشون موج میزنه. پر از آرامش و خوبیه. از که خبر نداری؟ [گل]

سیاوش رضازاده

خانم منیر نسیم با سلام و احترام ، ایّام به کام و روزگار موافق .