در مسافرتم چه دیده ام ؟

من چند زن متشخص را _ اعم از دوست و وابسته _  دیدم که وقتی پشت فرمان می نشینند خشونت شان در حد آرزوی ترکاندن رانندگان بغل دستی   _ که قوانین را زیر پا له می کنند _  نمو می کند . 

من در چنین هنگامی چونان سوهانی خارجی روی روان نازنین مهمان نوازشان غیژ می کشیدم آنگاه که از این همه خشونت آشکار در کلام و چشمان و ابروان شان شگفت زده می شدم  .

اما خوشبختانه یک قیژ بیشتر را جایز نمی دانستم و با کاربرد طنزهای زنانه و خنداندن عصبانیت شان با لحنی خردمندانه  : " به جان خودم  من وقتی ایران هم بودم پشت فرمون فحش نمی دادم و حوصله می کردم و بجای بوق از ترمز استفاده می کردم ." به سوهان کشی خاتمه می دادم . 

....

 امسال به اصرار خواهرم اینا سوئیچ های مرحمتی را پذیرفتم و چندین بار در شهرم اتومبیل شان را راندم . وقتی زدم به خیابان شلوغ پلوع فهمیدم که دیگر من آن راننده ای نیستم که باید از خطر بترسد .

 به لطف داشتن تجربه رانندگی در ایران و همچنین آموزش درست و تمرین رانندگی با سرعت های مجاز در خیابانها و جاده های آلمان ، احتیاطی که با شتاب در کنش و واکنشم  آمیخته شده خطر رانندگی را برایم به صفر نزدیک کرده و باید که اعتراف کنم نقطه جوش رانندگان دور و برم رو به صد !  که البته این پرابلم من نیست . بهتر است دیگران فکری به حال خود کنند چرا که نه فحش ناموسی نه بوق ممتد و نه تحقیر چاله میدانی در من کارساز نیست .(پارسال گفته بودم که دیگر نمی توانم در ایران رانندگی کنم که حرف بیخودی بود )

 

 

 ...

در تعطیلات اخیر کرور کرور دیوانه دوست داشتنی به شهر ساحلی  ما هجوم آوردند . هرگز چنین تصمیمی را نمی فهمم : پاشیم بریم بخشی از تعطیلات رو در ترافیک ایستا در هوای مردادی سپری کنیم تا شاد بشیم ... یا چی بشیم ؟ حتا وقتی بچه مدرسه ای در ایران داشتم برنامه سفرم خلاف جهت ترافیک تنظیم میشد . راضی کردن خانم و آقای مدیر با من بود . خیلی ساده تر از تصور تحمل ماندن در ترافیک بود . 

اما واقعن شهر بندرانزلی با هجمه ی مردادی قشنگ تر میشه . البته از نگاه من .

....

لیلا کوه لنگرود را در روشنای روز هم بالاخره به سفر کشیدم .

...

از اینجا نمیشه که عکسهای تابستانی ام رو  بذارم . 

...

چند روز مانده به خداحافظی با این خانه .

خداحافظی با ایران، ایرانی که هر چه هست از من است !

/ 4 نظر / 10 بازدید
بهارک

منیر جونم... [گریه] چرا آخه...

برف زمستاني

اينبار هم بي ديدار هم ايشالا كه بهت خيلي خوش گذشته باشه بانو جانم ماه منيرم گوشي مو عوض كردم متاسفانه شماره ات پريده [ناراحت]

فرزانه

سلام نظرات آخرین پستت ( ظرف من ...) غیر قعال است ولی من باید یه جا می گفتم که چقدر عالی نوشته ای چقدر زبانت آنجا زنانه بود و چقدر لطف و زیبایی در کلماتت بود[گل]