عنوان این پست را پس از اتمامش پیدا میکنم .

...

از شمال برگشتم تهران . یک دنیا فامیل را ندیدم . وقت نشد . نازنین با ما برنگشت . مانده که بچه داری کند برای دخترخاله ی تازه مادر شده اش. 

آخ نوزاد ...

در طول جاده  هر جا  پلکهایم بسته بود به نوزاد فکر کردم . دلم به اندازه کودک فقیری  که از پشت شیشه ی کافه، بستنی خوردن مردم را تماشا میکند و آب دهانش را قورت می دهد بچه می خواهد .

نوزاد دو ماهه ی دختر خواهرم _ همان دختری که در دوازده سالگی من،  تازه ترین تپش های زندگی را به آغوشم بخشیده بود و امروز نوزادش همان تجربه بی بدیل را به آغوش دخترم / نازنین بخشیده _ حالی به حالی ام کرد .

شازده  کوچولوی ما با آوازم آرام می شد و با شیوه نوزادان  با من دَم می گرفت . قلبم  میان دستانم بود انگار .

نزدیک کرج به شوهرم گفتم  میخوام بچه بیارم  . خندید . گفتم راس راسی بچه میخام. گفت ...

...

به آغوش گرفتن نوزادی که زبانش را درست نمی فهمی و پوستش نازک تر از حادثه است بوی خوش بی دریغی را به مشام می رساند که هوس مادر شدگی را می جنباند .

شاید گشتن با دوست باردارم هم در این حس فقیرانه بی تاثیر نبوده  . 

و یا شاید تمنای پی در پی نازنین که : مامان،  فقط یکی . برای من ...

نمی دانم ...

هیچ نمیدانم چرا و چگونه دیوانه شدم .

اما می دانم که حتا گودی رو به فزونی چشمان زنانه ام و سپیدی مبالغه آمیز پشته پشته موی سرم هم نمی تواند مرا از افتادن در دام بلا باز دارد. مگر ...

مگر این که پزشک پرهیزم دهد .

*** 

عنوان این پست :

                               "و این تکرار بی تاریخ " 

*** 

کاش  تا اینجای این تاب نوشت، هیشکی یاد حکم حکومتی در باب ممنوعیت کاندوم نیوفتد .

 

 

 

 

/ 7 نظر / 7 بازدید
که

اگه فکر کردی که الان میام و می گم، آقا حالا من یه چیزی گفتم!! تو چرا گوش دادی؟ ما گفتیم که بخندیم و از این حرفا، سخت در اشتباهی!!!! هنوز هم با جدیت کامل ایدۀ نی نی جدید رو ساپورت می کنم و خنده هام رو می ذارم برای بعدش که به دنیا اومد! وای خدای من، ولی نمی تونم بگم که از خوندن پستت فکم نیفتاد زمین! دکترت هم اگه پرهیز داد خودم باهاش یه صحبتی می کنم :) یعنی رسمن عاشقتم!!!!!!!

مترجم دردها

سلام مامان منیر جان خوب هستی؟ سلامتی؟ برای همچو منی، که تنها دو هفته از تولد یک سالگی خواهر زاده ام می گذرد و اوج شیرینی اوست، بسیار تلخ است گفتنش، چرا که علی رغم اینکه او را سخت دوست دارم و با وجود اینکه تقریبا روزانه چند ساعت می بینمش برای دیدن و بوسیدنش لحظه شماری می کنم، ولی باید بگویم ایده آوردن نوزادی ایده خوبی نیست !هر چند هم که شیرین باشد ! مشکل هم اختلاف سنی شما نیست، چرا که با بالا رفتن سن فرزند اوری و افزایش طول عمر و بیشتر شدن چشمگیر رفاه دیگر این مسئله چندان به چشم نمی اید، مسئله دو پاره شدن زندگی و رفتار با فرزندان است، شما خودت تصور کن محمد رضا هم اکنون برای خود مردی شده ( و یا می شود) و نازنین هم حدود ده سال دارد، بعد با برادر و یا خواهری نوزاد چگونه باید کنار بیایند؟ تصور کن شما خودت در سن حدود پنجاه سالگی با پسری جوان و دختری جوان تر، کودکی هم در خانه هست، غریب نیست؟[نیشخند]

برف زمستاني

خيلي هم ايده خوبيه مگه چيزي قشنگ تر از بچه به زندگي جريان مثبت ميده اگه امكاناتش هست اگه مي توني از نظر جسمي و فكري و مالي ساپورتش كني،چرا كه نه خيليم ايده خوبيه از همين الان مبارك باشه [ماچ] پس دوباره خاله مي شوم آيا؟[تایید]

فرزانه

فقط لطفاً ادامه ماجرا را هم بگو اينو که همسرت را چطور راضي مي کني ؟ البته اگر از اول راضي بود که هيچ ببخشيد سلام مامان منير[پلک]

دارپا

iهاهاهاها!کیف کردم۰ازین تکراربی تاریخ چنان مدهوش،چنان جوان،چنان شوریده بشی که راه بری وغزل بکی۰ازهین حالا دارم می بینم منیر۰مستی ات رو دارم می بینم۰فقط نامردی نکن وبعد کرفتن شناسنامه آلمانی برای وجودعزیزعجیب معجزه وار تازه شیرینش ،بیارش اینجا(تازه تازه۰همونوقت که انکار تازه از مرز عدم کذشته۰همونوقت که انکار میشه با نکات آنسوی مرز مه کرفته رو دنبال کنی ۰۰۰)بیارش اینجاتامن همزمان با تماشای کشف کردن دنیا با اون چشمهای انکوری اش،لب ودهان آلبالو_کیلاسی اش واون دستها،دستهای تبل سفید ش،اون دستهای ابر وش آسمانیش بخورمش۰بهت قول میدم که فقط یه کم بخورمش۰(البته ازنوع ابرهای بنبه ای)

دارپا

لعنت به من وهرچی اسب چموش عقله که اینچوری لکدمیزنه به دلم۰۰۰دنیا که اونقدرها هم جای بدی نیست ؟ها؟حالا حتما باید به بودن به جشم مساله نکاه کرد؟به دل کودکی که زاییده نشده؟به تحمیل کردن چامه وچود به تن نازنینش۰به ناکزیر بودن کندن اون چامه هم؟اون هم معلوم نیست جطوری؟آآآیی منیر بیا۰بیا بکو ما مسوول نیستیم۰منیر بیا به من یه برکه ماموریت بده تا بتوونم بکم مامورم ومعذور>اصلا جرا هیجوقت هیجوقت نمیتوونم حتی جند دقیقه فقط یه نیمه بر لیوان نکاه کنم؟باید یه دکتر برام بیداکنی که جشمامو عمل کنه۰جقدر کار داری منیر۰۰۰

بهارک

منم پایه ام که بیاری. پوشک عوض کردنش با من ... تازه الان که باید بیاری دستوره اصلا. همکارای من طی یه اقدام همگانی سومی رو باردارن... اونم تو سن خودت... امتثال امر کردن....